|
|
|
|||
پوشش گياهي: گز, پده ,جاز و سريم. پستانداران : گوزن زرد ايراني ,گرگ , روباه , گربه جنگلي , خدنگ ,شغال , كفتار , تشي ,شنگ ,گراز و انواع پرندگان و جوندگان. گوزن زرد ایرانی یکی از کمیابترین گونههای گوزن در سرتاسر جهان است. به جرات میتوان گفت که این گونه را میتوان تنها در حاشیه دز استان خوزستان یافت. دو نوار باریک حاشیه دز و کرخه باقیمانده جنگلهای 400 هزار ساله بین النهرین هستند. جنگلهای نمونه حمیدیه در اطراف دزفول از جمله این جنگلها هستند که گونه گوزن زرد ایرانی را در خود جای دادند. این منطقه از قدیم الایام زیستگاه گوزن زرد بوده که زیر نظر اداره محیط زیست دزفول و شوش قرار دارد. در منطقه حفاظت شده کرخه گونههایی از گوزنهای زرد وجود دارند که به دلیل تکثیر در دهه 40 به آلمان فرستاده شدند و با گونه اروپایی اختلاط پیدا کردند و هم اکنون این گونهها با اختلاطی جزیی در زیرگونه در منطقه کرخه محافظت میشوند ولی گوزن زرد ایرانی نوع منحصر به فردی است که در منطقه حفاظت شده دز قرار دارد. این نوع گوزن طبق IUCN اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت جزو گونههای در معرض خطر انقراض است. متاسفانه تخریب زیستگاه و وجود عوامل مزاحم از قبیل عوامل انسانی و طبیعی این گونه را تهدید میکند. گوزنهای زرد ایرانی پستانداران بسیار حساسی هستند و اگر منطقه آنها آرام نباشد و حیوان احساس ناامنی کند جفت گیری صورت نمیگیرد و تعداد گونهها سال به سال کاهش مییابد. وسعت منطقه، امکانات محدود، تعداد زیاد عشایر و بی توجهی آنها به اهمیت مساله باعث شده تا این گونه در معرض نابودی بیشتری قرار دارد. جنگل حرا در اطراف جزيرهٔ قشم، در نوارى به عرض ۵۰ تا ۵۰۰ متر کشيده شده و محدودهاى برابر با ۱۵۰ کيلومتر و مساحتى معادل ۸۲۳۶ هکتار را در بر گرفته است. اگر آبهاى نواحى باتلاقى و مساحت نقاط خالى منظور نشود، مساحت واقعى اين جنگل در حدود ۶۰۱۲ هکتار مىباشد. وسيعترين قسمت جنگلهاى حرا در آبهاى بندر لافت و بندر پل در شمال غربى جزيرهٔ قشم، و در فاصلهٔ ۱۴۰ کيلومترى غرب بندرعباس قرار دارد. اين جنگلهاى ماندابى بر روى خاکهاى لجنى ناشى از رسوب خاکهاى حاصل از فرسايش سواحل رشد يافتهاند و دائماً در معرض جزر و مد آب قرار دارند؛ به طورى که در زمان جزر، درختان و بستر لجنى آنها از آب بيرون آمده و به صورت جزايرى پراکنده نمايان مىشوند و در واقع مد، تمامى جنگل حرا به زير آب رفته و ناپديد مىشود. اصولاً درخت حرا در نقاطى مىرويد که در مواقع مد دريا به زير آب بروند. در نقاط مرتفعتر بستر دريا از اين گونه درخت مشاهده نمىشود. درختان حرا آب شور دريا را شيرين کرده و از آن تغذيه مىکنند. اين درختان يک دورهٔ رويشى منظم دارند و معمولاً در اواخر تيرماه و اواسط مردادماه به گل مىنشينند و ميوه مىدهند. گل آنها زرد روشن است و ميوهٔ آنها شيرين و گواراست. ميوهٔ اين درختان بادامى شکل است و پس از مدتى بر روى پايهٔ مادرى شکفته شده و دانهٔ آن جوانه مىزند و سپس به داخل آب مىافتد. جريان شديد امواج، بذر گياه را به نواحى کمتحرکتر دريا مىبرد. بذر حرا پس از تثبيت بر روى لايههاى خاک دريا، رشد و نمو مىکند. در فاصلهٔ بين قشم و بندر خمير، جريان امواج بسيار اندک است و بدين جهت، اکثر بذرها در همين نواحى رشد مىکنند. درخت حرا که ارتفاع آن گاهى به ۴ متر مىرسد و قطر تنهٔ آن تا ۳۰ سانتىمتر است، برگهاى بيضوىشکل و کشيده با قاعدهٔ انتهايى بسيار باريک دارد. برگ حرا علاوه بر خاصيت خوش خوراکى براى دام، ارزش غذايى معادل يونجه و جو دارد. ريشهٔ آنها زانويى، هوايى و اسفنجى و معمولاً زانويى، هوايى و اسفنجى و معمولاً سطحى است. البته ريشههاى اين درخت بالاتر از سطح زمين قرار مىگيرند و در عمل تنفس شرکت مىکنند. ريشههاى درخت حرا به علت تراکم زياد نمک در آب دريا و اشباع خاک از آب دريا، معمولاً زياد گسترده نمىشوند. دامداران سنتى جزيرهٔ قشم از برگ اين درخت براى تغذيهٔ دام و چهارپايان خود استفاده مىکنند. وسعت اين جنگل نسبت به گذشته يک روند کاهش را نشان مىدهد. براى حفظ تعادل اکوسيستم و به منظور جلوگيرى از انهدام اين جنگلهاى نادر جهان، در سال ۱۳۵۱ منطقهٔ مزبور حفاظت شده اعلام شده است. در مناطق تحت پوشش حرا که در اصطلاح خور ناميده مىشود، عمق آب از ۳ متر تجاوز نمىکند و جنس خاک نيز بسيار شور است و بافت سنگين و قليايى دارد. املاح موجود در خاک نيز عمدتاً از کلريد سديم و کلرورهاى سديم و منيزيم تشکيل شدهاند. با توجه به کيفيت و جنس خاک تصور مىرود که درختان مزبور فقط در چنين شرايطى مىتوانند رشد و نمو کنند. مساعد بودن شرايط اکولوژيکى، اين جنگلها را به زيستگاه بسيار مناسب پرندگان مهاجر در فصول سرد تبديل کرده است. در ساير فصول نيز که پرندگان بومى محل مناسبى براى زيست نمىيابند، به اين جنگلها پناه مىآورند. غير از پرندگان آبزى و آبچر و مهاجر، خزندگان و ماهىها و حتى برخى از بندپايان و دوکفهاىها نيز در ميان اين جنگلها مشاهده شدهاند. لاکپشتهاى سبز و عقابى و مارهاى دريايى سمى، از جمله جانداران ويژهٔ اکوسيستم جنگلهاى حرا (مانگرو)ى ايران هستند. حواصيل بزرگ هندى، حواصيل سبز و خاکسترى، فلامينگو، پليکان، انواع سليم، عقاب ماهيگير، کفچه نوک، کاکايى و انواع ديگرى از پرندگان در اکوسيستمهاى حراى ايران زندگى مىکنند. نقش مهم ديگر اين جنگلها، مناسب بودن بستر آنها براى تخمريزى ماهيان خليجفارس است. جنگلهای مانگرواکوسیتمهای کاملا ویژه ای هستند که اجتماعات گیاهی و جانوری آنها در ارتباط با شرایط خاصی می تواند شکل گیرد.جنگلهای حرا جنوب ایران در نوار ساحلی خایج فارس و دریای عمان آخرین پراکنش جنگلهای مانگرو در جنوب شرقی آسیا به شمار میروند. این جنگلها از یک یا گاهی دوگونه مانگرو تشکیل شده و فراوان ترین گونه آن حرا است که در منطقه حفاظت شده حرا به تنهایی حضور دارد. جذر و مد آب دریا در سواحل که بطور موزون و مستمر هر روز انجام می شود در شکل گیری تنوع حیات این اکوسیستم نقش اساسی دارد.منطقه حفاظت شده حرا که در تنگ خوران بین جزیره قشم ، سواحل حوزه بندر خمیر و در مصب و دلتای رودخانه مهران قرار گرفته از سال 1351 انتخاب و تحت حفاظت قرار گرفته است . بندر خمیر در شمال غرب منطقه حفاظت شده مهمترین شهر اطراف منطقه محسوب می شود بنادر پل - لافت کهنه و لافت نو نیز آبادیهای مهم حاشیه این منطقه محسوب میشوند که پل در نوار ساحلی شمالی و بنادر لافت در شرق منطقه واقع شده اند. جاده اصلی بندرعباس به بندر خمیر از شمال منطقه عبور می کند و تمامی قسمتهای منطقه بویژه از طریق دو بندر لافت و پل توسط قایق قابل دسترسی است . این جنگلها نه تنها در سطح ملی حائز اهمیت هستند. بلکه دارای دو نوع ذخیرگاه زیستکره (MAB) و تالاب بین المللی نیز می باشند . این جنگلها با محیط زیست پویا ، ساز و کارهای پیچیده ، پرندگان نادر، آبزیان غیر متعارف ، کارکردهای مختلف ، ارزشها و زیباییهای سحرانگیز، خود پدیده های شگفت انگیزی می باشند که برای طیق گسترده ای از مردم از جذابیت های خاصی برخوردارند.قابلیتهای پژوهشی و آموزشی این نظام اکولوژیک استثنایی و منحصر به فرد همانقدر برای دانشجویان جذابیت دارد که دیدن غروب سحرانگیز جنگلهای نیمه شناور آن برای مردم عادی . این جنگلها کانون دیدنیهای غیر متعارف و حیرت آور است . دیدن ماهی خزنده ، پرندگان نادر همچون اگرت بزرگ ، گیلان شاه و حواصیل هندی در کنار عقاب ماهیگیر، نوک قاشقی ، پلیکانها و فلامینگوها همیشه امکان پذیر نیست اما جنگلها همیشه بهار دریایی حرا همه این دیدنیها را یکجا به بازدید کنندگان خود سخاوتمندانه عرضه می کنند. بی دلیل نیست که امروز مناطق حفاظت شده در کل نوار ساحلی جنوب کشور و بویژه در عرصه مانگروها این میراثهای طبیعی بی همتا را برای نسل حاضر و اتی حفظ کنیم منطقه حفاظت شده نايبند بصورت دماغه اي در آبهاي خليج فارس با ارتفاع صفر تا حداكثر 46 متر از سطح دريا واقع شده است . منطقه نايبند شامل : 1 – خليج نايبند 2 – منطقه حفاظت شده نايبند 3 – جنگلهاي حراي حوزه هاي عسلويه 4 –بساتين و هاله اين منطقه در 320 كيلومتري جنوب شرقي بندر بوشهر واقع شده است . بدون ترديد يكي از زيبا ترين منطقه ساحلي در طول سواحل خليج فارس بشمار مي رود . آثار بجا مانده از بندر تاريخي نايبند و در دماغه نايبند ، حاكي از پيشينه تاريخي طولاني منطقه است . با بررسي آثار، نشان مي دهد اين بندر در عصر آل بويه يكي از بنادر مهم و از مراكز عمده صيد و تجارت مرواريد خليج فارس بوده است . منطقه حفاظت شده نايبند با وسعت 22500 هكتار كه بصورت دماغه مرتفعي در ساحل جنوبي خليج نايبند قرار گرفته ، بدليل دارا بودن اكو يستم كم نظير ارزشهاي زيستگاهيبراي گونه هاي متنوع حيات وحش از جمله : كل وبز ، قوچ وميش و حضور گونه هاي نادري از قبيل جييروجيرفتي مي توان مشاهده كرد . منطقه نايبند در سال 1375 بعنوان منطقه حفاظت شده شناخته شده و از آن تاريخ تحت كنترل و نظارت اداره كل حفاظت محيط زيست استان بوشهر در آمد . پوشش گياهي پوشش گياهي پارك ملي ناي بند شامل اجتماعات حرا و ساير گياهان آبزي نظير علف هاي دريايي و جلبك ها در اكوسيبستم هاي ساحلي و گياهان مقاوم شور پسند نظير گز ، علف شور ، شصت عروسان و خار شتر در مناطق به دور از ساحل و000000 است . از ساير گونه هاي گياهي در ارتفاعا ت و دشت ها ي مرتفع مي توا ن ،كنار ، كهور ايرا ني ، انجير معابد ، انار شيطا ن ، استبرق ، قيچ ، دافني و صبرزرد و …. را نام برد . درختان حرا در حوزه هاي نايبند مهم ترين جامعه گياهي منطقه را تشكيل مي دهد . اين جامعه در سواحل گلي داراي جريان جزر و مدي آرام مي رويد . استان بوشهر بوشهر شمالي ترين رويشگاه در ختان حرا در خليج فارس است . جنگلهاي حرا جز با ارزش ترين زيستگاههاي ساحلي است ونقش زيست بوم هاي خشكي و دريايي ايفاد مي كند لازم به ياد آوري است درختاني نظير انجير معابد با تنه هاي تنومند ودر ختان حرا (( مانگروها و چندل ))با داشتن ريشه هاي آويز در آ ب شناور ند . حيات وحش شده مجموعه خليج نايبند و منطقه حفاظت ناي بند محيط مناسبي را براي زيست و تغذيه انواع بي مهرگان ، ماهي ها ، خزندگان ، پرندگان و پستانداران فراهم آورده است . كه بسياري از آنها گونه هاي نادر و يا در حال انقراض محسوب مي شوند . از جانوران مهم مي توان به جبير اشاره كرد كه جز گونه هاي نادر و حمايت شده كشور است . ساير پستانداران خشك زي موجود در پارك شامل گرگ . شغال ، خرگوش ، روباه وانواع جوندگان مي توان نام برد . علاوه بر آن نايبند داراي ارزشهاي زيستي منحصر به فردي جهت زاد و ولد پستانداراني نظير قوچ و ميش ، كل و بز ، مي باشد . از پستانداران دريايي كه در بخش آبهاي آزاد موجود در پارك يافت مي شود ، مي توان انواع دلفين و نهنگ را نام برد كه عمق زياد آب در اين بخش دلفين ها را متوجه خود ساخته و شيرجه زدن دلفين ها و شناي دسته جمعي كوسه ماهي ها از صحنه هاي بسيار زيباي طبيعي اين قسمت از پارك مي باشد . از ديگر آبزيان اين منطقه مي توا ن به دو نوع لاك پشت عقابي و لاك پشت سبز اشاره كرد . خرچنگ هم در اين مناطق بسيار زياد ديده مي شوند . ماهي گل خورك نيز در اين منطقه مشاهد ه مي شود اين ماهي داراي چشم ها ي برجسته و حالت جهند ه دارد و كانالهايي رادر كنار در يا مي سازد . پرندگان مهاجر در اين مناطق بسيار زياد است كه بعضي از آنها عبارتند از : فلامينگو ، گيلانشاه ، پليكا ن سفيد ، سليم ، آبچليك ،كاكايي ، پرستوها ي دريايي ، اگرت پا خاكستري و 000000 قابليت توريستي خليج نايبند در سا حل شمالي منطقه نايبند با وسعت 4130 هكتار يكي ا ز ارزشمند ترين زيستگاههاي در يايي خليج فارس است . حوزه هاي متعد د ، جنگل هاي حرا ، سواحل ماسه اي درخشان در بخشهاي شمالي و شرقي وسواحل صخرهاي داراي حاشيه باريك ماسه ا ي جنوبي خليج و بخش غربي منطقه حفاظت شده نايبند ، در ختان كهنسال انجير معابد در دماغه نايبند ، دشت هموار بخش شمالي ، دشتهاي مشجر و دره هاي عميق و صخرهاي در بخش جنوبي بديع ترين چشم انداز هاي طبيعي سواحل خليج فارس را يكجا گرد آورده است . وجود اين چنين مناظري ، وجود تپه هاي مرجاني جهت تفريح غواصا ن و حتي فرايند تخمگذاري و جوجه آوري لاك پشتاندريايي كميا ب كه كمتر نقطه اي از سواحل صورت مي گيرد مي تواند سبب جلب گردشگران شود . قابليت اكولوژيكي اين منطقه از نظر سيماي فيزيوگرافيك و نيز از حيث اجتماعات بيولوژيك يك سيستم معرف محسوب مي شود . خليج هاي كوچك ساحلي ، از مناطق با توليد بالقوه مي باشد و از سويي از نظر آسيب پذيري جزو مناطق بحراني محسوب مي گرددند . چنين ويژگيها يي براي خليج نايبند نيز بعنوان يك خليج كوچك ساحلي صادق است . وجود آرامش نسبي و شفافيت آب در اين محدوده ا ز آبها ي ساحلي باعث گسترش مجتمع مرجاني و علف هاي درياي در بستر خليج و آبهاي مجاور آن شده است . كله هاي آبسنگ مرجاني در دهانه خليج نايبند از نادر اجتماعات مرجاني در نزديكي سواحل سرزمين اصلي در ايران محسوب مي گردند . اين منطقه واحد اهميت زيسگاهي فراواني براي گونه هاي حمايت شده اي مانند درختان حرا ،لاك پشت سبز ، لاك پشت منقار عقابي و پليكان پا خاكستري است . فعاليت هاي موثر انساني تحولات و پيشرفت هاي اخير تكنولوژي در استان بوشهر خصوصا منطقه عسلويه مرحله تازه اي از تخريب طبيعت و محيط زيست را در پي داشته است كه از مهم ترين آنها تاسيس منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس جنوبي در سال 1377 مي باشد . عمده ترين تاثي جزرو مدي و اكوسيستم دريايي آن منطقه است . كه تخليه پسابها و مجراي خروجي و آبهاي خنك كننده تاسيسات مستقيما وارد محيط زيست شده و باعث بر هم زدن نظم و تعادل اكو لوژيك منطقه آبي مي گردد . منطقه حفاظت شدهخليج نايبند هم از لحاظ تنوع زيسگاهي و تنوع گونه اي و هم از نظر چشم اند ازهاي ساحلي ، بدون ترديد در تمامي سواحل خليج فارس بي همتاست . لذا بي توجهي به ارزشهاي اين منطقه از ديدگاه زيست محيطي ، شيلاتي و تفرجگاهي و هر گونه دست اندازي و دخل وتصرف در محدوده حساس ذكر شده موجب بر هم خوردن تعادل بوم شناختي منطقه و بروز خسارات جبران نا پذيري برا ي نسل حاضر و آينده خواهد شد . براي جلو گيري از تخريب اكوسيستم دريايي(ناي بند ) و تداوم حيات وحش در منطقه مي توان راه حلهاي ذيل پشنهاد داد تا در دستور كار محيط زيست و سازمانهاي ذي نفع قرار گيرد . 1- هرگونه لرزه نگاري و اكتشاف واستخراج در شعاع 5 الي 10 مايلي مناطق مد نظر جلو گيري شود . 2- جلو گيري از هرگونه تخليه آب خن كشتي هاي بزرگ كه حاوي مواد شيميايي باشند. 3- بدليل بسته بودن خليج فارس سعي شود فاضلاب صنعتي به مناطقي بدور از مناطق حفاظت شده هدايت شود 4- جلو گيري از صيد بي رويه و غير اصولي از ذخاير دريايي مناطق فوق . 5- ايجاد زيست گاههاي مصنوعي در نزديكي مناطق حفاظت شد ه تا فشار صيادي كمتري بر اين مناطق وارد شود . 6- با توجه به درآمد ي كه جذب توريست براي كشور مي تواند داشته باشد با الگو برداري از مناطق مشابه در جهان مي توان به اين كار اقدام نمود . |
||||
|
|
|
مقدمه ذخیره گاه جنگلی، قسمتی از جنگل است که به دلیل داشتن گونه های گیاهی نادر یا در خطر انقراض یا داشتن رویشگاه خاص، با سیم خاردار یا فنس (fence) یا نظایر آن محصور و محافظت شده است تا از انقراض گونه یا تخریب رویشگاه جلوگیری شود. به عبارت دیگر، رویشگاه طبیعی گونه های گیاهی در حال انقراض، گونه های نادر گیاهی، گونه های گیاهی مورد تهدید و رویشگاه طبیعی منتخب از تمامی گونه های درختی بومی کشور که دارای ارزش ژنتیکی بالا هستند در گستره ای قابل توجه با نام ذخیره گاه جنگلی تحت مدیریت در می آید. برنامه های اجرایی این گونه مناطق ظرافت و پیچیدگی خاصی دارد و چه بسا که هزینه نگهداری و مدیریت خیلی بیشتر ازجنگل تجارتی باشد زیرا نوعی مدیریت حفاظتی در این جنگل ها اعمال می شود. ذخیرهگاه جنگلی عرصه ای جنگلی است که به دلایل اکولوژیک و یا دخالتهای انسانی دچار آسیب شده و با خطر انقراض یک یا چند گونه جنگلی روبه رو است. با توجه به این که چنین پدیدهای نابودی تنوع زیستی را در زیست کره به دنبال خواهد داشت لازم است با هدف جلوگیری از چنین اتفاقی، برنامهای را برای حفاظت از این مناطق و به منظور استمرار زادآوری اجرا کرد. این برنامه در دو محور می تواند سازمان دهی گردد: 1- پایش (کنترل) حفاظتی و حمایتی 2- مدیریت عملیات اجرایی این برنامهها به منظور حفاظت و حمایت از گونههای مورد تهدید، نادر، در حال انقراض و یا دارای صفت ژنتیکی برتر اجرا میگردند. بدیهی است توجه به مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در این عرصهها و شناسایی علمی گونههای گیاهی موجود، در تنظیم برنامه ها بسیار مهم است. بررسی این که آیا تودههای جنگلی مورد نظر در ایران به دو بخش ذخایر جنگلی و ذخیرهگاه های جنگلی تقسیم گردند و این که آیا چنین تودههایی را می توان در چارچوب معیارهای جهانی اتحادیه بین المللی حفظ طبیعت (IUCN) و الگوبرداری از ذخیرهگاههای زیست کره مدیریت کرد موضوعاتی است که نیازمند بررسی کارشناسی متعدد با تکیه بر تحقیقات خارجی و داخلی است. همچنین هنوز تصمیمگیری واحد و مشخصی درخصوص قائل شدن به منطقه یا هسته مرکزی (core zone) در20 درصد سطح توده و منطقه ضربه گیر buffer zone) ) در 80 درصد سطح پیرامونی و مدیریت مورد نظر در این دو منطقه به لحاظ معیارهای فنی و استانداردهای جهانی در بخش اجرایی در کشور ما صورت نگرفته که اغلب به دلیل مشکلات اجتماعی و اقتصادی است که در گام اول، حفظ همان 20 درصد را هم مشکل می کند. در کشور ما تا کنون به منظور حفاظت و حمایت از گونههای جنگلی نادر و جلوگیری از انقراض آنها اقداماتی هر چند ابتدایی و ضعیف صورت گرفته است. این اقدامات با تکیه بر مواد قانونی و به دست سازمانهای مربوط اجرا شده است. ماده یک قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی کشور، مصوب 12/7/1371 چنین می گوید: از تاریخ تصویب این قانون گونه های درختانی از قبیل شمشاد، زربین، سرخدار، سرو خمره ای، سفید پلت، حرا و چندل، ارس، فندق، زیتون طبیعی، بنه (پسته)، گون، شیشم، گردو(جنگلی)، بادام وحشی(بادامک) در سراسر کشور جزء ذخایر جنگلی محسوب و قطع آنها ممنوع می باشد. تبصره 2 این ماده ذکر می کند که در موارد ضروری و با تأیید وزارت جهاد سازندگی مجاز خواهد بود.
برنامهریزی مدیریت ذخایر جنگلی واقعیت این است که تا کنون در کشور ما برنامه مدیریتی و اجرایی جامعی در مدیریت مناطق ذخیرهگاهی تهیه و تنظیم نشده است. این برنامه باید جامع و فرابخشی دیده شود. بر این اساس ارتباط با سایر سازمانها و نهادهای ذیربط در اجرای مراکز علمی و تحقیقاتی، سازمانهای بین المللی به همراه منابع و اعتبارات مالی کافی میتواند حرکتی رو به جلو باشد. قبل از ارائه راهکارهای موجود به طبقات فهرست سرخ گونه های در خطر تهدید اتحادیه بین المللی حفظ طبیعت (IUCN , Redlist) اشاره خواهد شد. این فهرست در سال 1342/1963 ابداع شد و جامع ترین فهرست از وضعیت حفاظتی گونه های گیاهی و جانوری جهان است. این فهرست دقیق ترین معیارها را برای برآورد وضعیت خطر انقراض هزاران گونه و زیر گونه جهان در اختیار قرار می دهد. این معیارها برای تمامی گونه ها و تمامی مناطق جهان مناسب هستند. هدف از تهیه این فهرست، فهماندن ضرورت و فوریت مسأله حفاظت به تصمیم گیران سیاسی و عموم و کمک به مجامع بین المللی برای کاهش بحران انقراض گونه هاست. عمده ترین ارزیابان وضعیت گونه ها، مرکز بین المللی پرنده شناسی، مرکز پایش حفاظت جهانی و بسیاری گروه های متخصص کمیته های «بقای گونه ها»ی اتحادیه مذکورند. روی هم رفته فهرست سرخ اتحادیه، معتبرترین راهنمای تعیین وضعیت تنوع زیست شناختی است. آخرین فهرست روزآمد شده اتحادیه، فهرست سال 1385/2006 است که در14 اردیبهشت (4 مه) تنظیم شد. در این فهرست 40168 گونه به اضافه 2160 زیر گونه، واریته، نژاد و زیرجمعیت ارزیابی شده است. از این تعداد در مجموع 16118 گونه در خطر تهدید به انقراض برآورد شده اند که 7725 گونه جانور و 8390 گونه گیاه و 3 گونه باقیمانده گلسنگ و قارچ اند. در این فهرست تعداد گونه های منقرض شده از سال 1500 میلادی تا کنون 784 گونه ذکر شده که از سال 2004 بدون تغییر مانده است اما این رقم تا سال 2000میلادی، 766 گونه بود. یعنی این که از سال 2000 تا 2004 تعداد 18 گونه دیگر منقرض شده اند. هر سال شمار بسیار ناچیزی از گونه هایی که منقرض شده پنداشته می شدند، دوباره کشف می شوند یا در زمره گونه هایی قرار می گیرند که اطلاعات درباره آنها ناکافی است. شمار گونه های منقرض شده در فهرست سال 1381/2002 تا 756 گونه کاهش یافته بود که طی این سال ها بار دیگر روند رو به افزایشی را طی کرده است. گونه ها در فهرست سرخ IUCN در 9 گروه رده بندی می شوند که عبارت اند از: 1- گونههای منقرض شده Extinct : EX)) آرایه (taxon) زمانی منقرض شده محسوب می شود که هیچ گونه شک معقولی در مرگ آخرین فرد بازمانده آن وجود نداشته باشد. 2- منقرض شده در طبیعت Extinct in the wild : EX)) گونه های این طبقه فقط به صورت تکثیر شده، در اسارت یا در جمعیت های معرفی شده و سازگار یافته در خارج از گستره قبلی آن وجود دارند. زمانی می توان آرایه را منقرض شده در طبیعت به شمار آورد که طی بررسی های همه جانبه از زیستگاه های مشخص یا قابل انتظار آن در مدت زمان کافی (در طول روز، فصل، سال) در تمام گستره تاریخی آن، هیچ گونه مدرکی دال بر وجود آن به دست نیاید. بررسی های میدانی باید در چارچوب زمانی مناسب، چرخه زندگی و اشکال زیست آرایه را در برگیرد.
3- در خطر بحران CR) : (Critically Endangered در این وضع ، آرایه در آینده نزدیک در طبیعت با احتمال بالایی از خطر انقراض روبه رو است. 4- در خطر انقراض (EN : Endangered) افراد این آرایه وضع بحرانی ندارند ولی با احتمال بالایی از خطر انقراض در طبیعت روبه رو هستند. 5- آسیب پذیر (VU : Vulnerable) افراد این آرایه نه بحرانی هستند و نه در خطر انقراض اما در آینده میان مدت، در طبیعت با خطر بالایی از انقراض روبه رویند. 6- کمتر در خطر (LR : Lower Risk) در هیچ کدام از سه گروه قبلی (در خطر بحران، در خطر انقراض، آسیب پذیر) جای نمی گیرد. 7- دارای کمترین نگرانی (LC : (Least Concern خطر انقراض، حداقل است. 8- کمبود داده ها (DD : Deficient (Data زمانی آرایه در این طبقه قرار می گیرد که برای ارزیابی مستقیم یا غیر مستقیم خطر انقراض آن بر اساس وضعیت انتشار و یا وضعیت جمعیت، اطلاعات کافی موجود نباشد. آرایه ای که در این طبقه قرار می گیرد ممکن است حتی به طور کافی مطالعه شده و زیست شناسی آن معلوم باشد ولی در مورد فراوانی و یا انتشار آن اطلاعات کافی در دست نباشد. به همین دلیل این طبقه معرف طبقه خاصی نیست. بنابراین آرایه هایی که در این طبقه فهرست می شوند نیاز به اطلاعات و داده های بیشتری دارند و تنها در سایه پژوهش های کافی می توان در آینده، طبقه مناسب این آرایه را مشخص کرد. در بسیاری از موارد برای این که بتوان آرایه ای را در این طبقه یا در یکی از طبقات دیگر قرار داد دقت زیادی لازم است. اگر گمان محدود شدن نسبی گستره انتشار آرایه برود، و اگر زمان قابل توجهی از آخرین تاریخ مستند مشاهده آرایه سپری شده باشد به خوبی می توان طبقه تهدید آرایه را توجیه کرد. 9- ارزیابی نشده (NE : ( Not Evaluated آرایه ای در این طبقه قرار می گیرد که هنوز در برابر معیارهای موجود محک نخورده و ارزیابی نشده است. فهرست سال 1994 میلادی دارای 8 گروه بود که گروه «کمتر در خطر» در آن خود به سه زیر گروه «تقریباً تهدید شده» ، «کمترین نگرانی» و «وابسته به حفاظت» تقسیم شده بود.
بر این اساس، مرحله اول در مدیریت ذخایر جنگلی شناسایی گونههای در خطر بحران، درخطر انقراض، آسیب پذیر و … و رویشگاههای آنهاست.
مراحل مدیریت ذخیره گاه های جنگلی 1- شناسایی گونههای بحرانی، درخطر انقراض، آسیب پذیر و … و رویشگاههای آنها. 2- مشخص کردن جهات چهارگانه منطقه شناسایی شده بر روی نقشه و انتشار آگهی. 3- تشخیص منطقه مرکزی (Core zone) و منطقه ضربه گیر (Buffer zone) البته در صورتی که قائل به منطقه ضربه گیر باشیم. 4- تهیه نقشه. 5- تدوین کتابچه طرح ذخیرهگاه منطبق با شرح خدمات تهیه طرح ذخیرهگاههای جنگلی. 6- حصارکشی در منطقه مرکزی و گماردن قرق بان. حصارکشی باید به گونهای باشد که ارتباط بین فلور و فون منطقه محصور شده با مناطق پیرامونی قطع نگردد و قرقبان نیز از مردم محلی و بومی منطقه انتخاب شود. 7- تهیه شناسنامه. عملیات اجرایی در منطقه بر اساس اصول و معیارهای علمی و فنی در کتابچه طرح باید دیده شود. این عملیات را می توان چنین برشمرد: • ایجاد خراش سطحی در منطقه مرکزی، در صورت نبود زادآوری مناسب صورت گیرد. چند نکته: - تا حد امکان باید سعی شود که زادآوری به صورت طبیعی انجام گردد و زمینه توالی و تواتر طبیعی پوشش گیاهی، به ویژه گونه ذخیره گاهی، فراهم شود. - کاشت نهال به هیچ عنوان در منطقه مذکور توجیه علمی و فنی ندارد. - در صورت موفق نبودن یا ناکافی بودن زادآوری طبیعی ولزوم بذرکاری، از کاشت بذر از ایستگاه هایی غیر از ایستگاه ذخیرهگاهی مورد نظر خودداری شود. - از کاشت بذر سایر گونهها در منطقه مذکور به شدت باید دوری کرد. - مدیریت مناطق ضربه گیر و پیرامونی نیازمند جلسات کارشناسی متعدد است و تصمیم گیری در مورد این مناطق بر اساس استانداردهای جهانی، تحقیقات دانشگاهی و پتانسیلها و شرایط موجود صورت می پذیرد.
گفتنی است، حفاظت برخلاف بعضی تصورات موجود هیچ گونه تباینی با بهره وری اصولی ندارد. حفاظت به مفهوم عام کلمه، مدیریت مصرف انسان از بیوسفر(زیست کره) تعبیر می شود. در این گونه مناطق، بهره وری علمی تحقیقاتی و ژنتیکی و تفرجی در حد گردش در طبیعت انجام می گیرد و هیچ گونه تأسیسات تفرجی و رفاهی در محدوده مرکزی این مناطق احداث نمی شود. در مواردی احداث این گونه تأسیسات در بخش حاشیه ای انجام می شود. بحث درباره ذخیره گاه های جنگلی از موضوعات مهمی است که در چند دهه گذشته به دلیل اهمیت حفظ تنوع زیستی ( تنوع گیاهی و ژنتیکی و جانوری) برای برقراری تعادل و پایداری اکوسیستم ها و بیوسفر از یک سو و از سوی دیگر انقراض تعداد زیادی از گونه های مهم گیاهی و جانوری بر اثر دخالت های غیر معقول و غیر مسؤولانه انسان مورد توجه سازمان های بین المللی و سازمان های مرتبط با امور مدیریتی و برنامه ریزی واقع شده است . مقوله ذخیره گاه های جنگلی به دلیل جوان بودن در مقایسه با سایر موضوعات مربوط به منابع طبیعی در خیلی ازکشورها از نظر ماهیت و عملکرد به درستی شناخته نشده است. برای همین برنامه ریزی وعملیات اجرایی در این باره، متأسفانه هنوز هم در پرده ای از ابهام و تردید قرار دارد و دیدگاه های دور اندیشانه کارشناسان، مورد بی مهری واقع می گردد .
انقراض تعداد زیادی از گونه ها در دهه های اخیر و پیش بینی انقراض تعداد زیادی از گونه های گیاهی نشان می دهد در آینده نزدیک از وجود گونه هایی با صفات ژنتیکی برتر در زمینه های مختلف، از جمله ثبات بیوسفر، مصارف پزشکی و دارویی و اقتصادی محروم می شویم. هم اکنون سه تفکر عمده در مجامع مختلف و حتی مراکز علمی درباره نحوه بهره برداری و بهره وری از طبیعت وجود دارد که در واقع کشمکش های موجود در حوزه نظری و حوزه های عملی و اجرایی در این سه محور می چرخد . تفکر اول در بهره برداری و بهره وری بی حد و حصر از طبیعت و تفکر دوم در حراست و حمایت مطلق از طبیعت و تفکرسوم رعایت اصل حفاظت و بهره گیری از تولید مستمر و ظرفیت های مجاز است . در شرایط فعلی با وجود رشد بیش از اندازه جمعیت و وجود نیازهای متنوع که با پیشرفت علم و فناوری رو به افزایش است، تفکر اول و دوم در واقع افراط و تفریط به شمار می آید و تفکر سوم بصورت بینابینی با رعایت اصل حفاظت و تولید مستمر با بهره برداری و بهره وری مناسب معقول بنظر می رسد که می تواند ملاکی برای جلوگیری از بهره کشی بیش از اندازه از طبیعت شود . بنابراین در مسائل مربوط به ذخیره گاه های جنگلی، حراست و حمایت مطلق در هسته مرکزی ذخیره گاه برای حمایت از گونه یا گونه های مورد نظر و در نقاط پیرامونی بحث تفرج و حفاظت و کارهای آموزشی و تحقیقی مطرح می شود. یا اینکه سه موضوع تفرج و بهره وری، حفاظت، حراست مطلق ممکن است با درجه خاصی در هر پارک طبیعی جایگاه خاصی داشته باشد و بخش هایی از طبیعت به یکی از سه کاربری مذکور اختصاص یابد که به شکل ترکیبی از زون ذخیره گاهی در محدوده برنامه های تفرجی و حفاظتی استفاده شود. البته امروزه با توجه به بحران های زیست محیطی، طرفداران هر سه نظریه حول شعار مشترک «نجات زمین – نجات محیط زیست» در مجموع، اصل حفاظت را پذیرفته اند و برای مدیریت مناطق با توجه به معیارهای علمی و اصولی پذیرفته شده که از طریق سازمان های بین المللی پیگیری می شود وارد عرصه های کاری شده اند و روند و جهت حرکت با افزایش دیدگاه های زیست محیطی روبه گسترش است.
کلیات انتخاب عرصه ذخیره گاه جنگلی و مدیریت های بعدی آن را سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور انجام می دهد و تا کنون عرصه هایی وسیع در نواحی رویشی پنج گانه ایران انتخاب شده و اقدامات خوبی نیز برای حفظ گونه ها در رویشگاه های طبیعی خود صورت گرفته است . ازآنجا که این موضوع ارتباط تنگاتنگی با مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست کشور دارد، برای روشن شدن موضوع و اشاعه تفکر جامع نگرانه و فراهم شدن زمینه بحث و تبادل نظر و تدوین نوشتار تخصصی با استفاده از دیدگاه های صاحب نظران و خط مشی سازمان ها و نهادهای بین المللی، ضروری به نظر می رسد که قبل از پرداختن به بحث اصلی مربوط به ذخیره گاه ها، واژه ها و مفاهیم مربوط به حفاظت و حمایت و حراست مطلق و متعاقب آن طبقه بندی، بر اساس تعاریف اتحادیه بین المللی حفظ طبیعت (IUCN) به اختصار شرح داده شود.
حفاظت (Conservation) کلمه حفاظت از نظر معنی لغوی طیف وسیعی از کارهای مختلف را در بر می گیرد ولی در اینجا منظور و هدف از حفاظت عبارت است از حفظ و نگهداری اکوسیستم طبیعی که در عین حال بتواند نقش تولیدی خود را به صورت مستقیم و غیر مستقیم و به طور مستمر و دائم حفظ کند. لذا با این توصیف صرف مطرح شدن عرصه حفاظتی بدون ارائه راهکارها و جدا کردن مجموع فاکتورها و اثرهای تخریبی از اکوسیستم بی معنا خواهد بود . بنابراین عرصه ای حفاظتی خواهد بود و در عمل، از آن حفاظت می شود که در قالب طرح و برنامه مشخص در آنها موارد و موضوعات کاری مربوط به حفاظت پیگیری شود .
حمایت ( Protection) حمایت در واقع از نظر ماهیت با حفاظت تفاوت های فاحشی دارد. بدین معنی که حمایت از عرصه، با ممانعت فیزیکی از عوامل انسانی صورت می گیرد و برنامه خاصی برای جداسازی عوامل مؤثر تخریب در آن انجام نمی شود. ولی در حالت ایدئال درعرصه ای که در آن برنامه ریزی انجام می شود ممکن است از حفاظت و حمایت به صورت مکمل هم استفاده شود و عرصه را در جهت پایدار و مناسب به پیش ببرد.
حراست (Preservation) این واژه برای آن دسته از اکوسیستم ها که فقط از نظر زیست محیطی و حفظ فون و فلور و تنوع زیستی و سایر موارد خاص مورد توجه اند به کار برده می شود. در این اکوسیستم ها، حراست مطلق انجام می گردد و برای بازسازی طبیعی و حفظ حالت بکر و دست نخوردگی، از ورود انسان و دام اهلی به طور کامل جلوگیری می شود. در معیارهای جهانی میزان مناطق تحت حفاظت، 10 درصد از سطح منابع طبیعی کشورها و در ایران این میزان در شرایط فعلی 5 درصد است.
منابع
۱- جوانشیر، کریم، محمد حسین جزیره ای، محمود زبیری، مجید مخدوم، محمد رضا مروی مهاجر،1381، فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی، جلد 13، جنگل و محیط زیست، دانشگاه تهران، چ1 ، 45+186 ص. ۲- قناد کار سرابی، محمود، مقدمه ای بر ذخایر جنگلی، سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب و نیمه مرطوب، جزوه داخلی، 33 ص. |
گشت هاي دريايي موسسته تحقيقات فريدون عوفي
......................................................................
مناطق حفاظت شده ایران
اراضی به نسبت وسیع با ارزش حفاظتی زیاد که با هدف حفظ و احیای رویشگاه های گیاهی و رویشگاه های گیاهی و زیستگاه های جانوری انتخاب می شوند. مناطق حفاظت شده، محیطهای مناسبی برای اجرای برنامه های آموزشی و پژوهش های زیست محیطی به شمار می آیند. انجام فعالیتهای گردشگری و بهره برداری مصرفی و اقتصادی متناسب با نواحی هر منطقه و براساس طرح جامع مدیریت مناطق، مجاز است.
1- حرا (ذخیره گاه زیستکره – تالاب بین المللی) – هرمز گان
2- ارژن و پریشان (ذخیره گاه زیستکره – تالاب بین المللی) - فارس
3- ارسباران (ذخیره گاه زیستکره) - آذربایجان شرقی
4- توران (ذخیره گاه زیستکره) - سمنان
5- کویر (ذخیره گاه زیستکره) - سمنان
6- گنو (ذخیره گاه زیستکره) - هرمز گان
7- هامون (تالاب بین المللی) - سیستان و بلوچستان
8- گاندو (تالاب بین المللی) - سیستان و بلوچستان
9- سیاه کشیم (تالاب بین المللی) - گیلان
10- حله - بوشهر
11- البرز مرکزی – مازندران و تهران
12- کالمند - یزد
13- دنا – کهگیلوئیه و بویر احمد
14- مراکان - آذربایجان غربی
15- جهان نما - گلستان
16- دز - خوزستان
17- کرخه - خوزستان
18- کوه بافق - یزد
19- اشترانکوه - لرستان
20- بیدوئیه - کرمان
21- هفتاد قله - مرکزی
22- سبز کوه - چهار محال و بختیاری
23- هرمد - هرمزگان
24- ورجین - تهران
25- بهرام گور - فارس
26- سرانی – خراسان شمالی
27- ساریگل - خراسان شمالی
28- سالوک - خراسان شمالی
29- پرور - سمنان
30- تندوره – خراسان رضوی
31- انگوران - زنجان
32- مند - بوشهر
33- قرخود - خراسان شمالی
34- جاجرود - تهران
35- باغ شادی - یزد
36- کوه خیز و سرخ - کهگیلوئیه و بویر احمد
37- میان جنگل - فارس
38- سرخ آباد - زنجان
39- بیجار -کردستان
40- سفید کوه - لرستان
41- بیستون - کرمانشاه
42- لیسار - اردبیل
43- تنگ صیاد - چهار محال و بختیاری
44- جزایر فارور – هرمز گان
45- باشگل - قزوین
46- لشگردر - همدان
47- مانشت و قلارنگ - ایلام
48- بلس کوه - مازندران
49- چهار باغ - مازندران
50- واز - مازندران
51- هراز - مازندران
52- آبشار شیرگاه - مازندران
53- خیبوس - مازندران
54- شش رودبار - مازندران
55- اساس - مازندران
56- هزار جریب - مازندران
57- بولا - مازندران
58- گشت رودخان و سیاه مزگی - گیلان
59- سیاه رود رودبار - گیلان
60- سرولات و جواهر دشت - گیلان
61- لوه - گلستان
62- زاو - گلستان
63- سیاه کوه - یزد
64- باغ کشمیر- خراسان رضوی
65- ارس سیستان - خراسان رضوی
66- شیمبار – خوزستان
67- شالو و مونگشت - خوزستان
68- هفت شهیدان - خوزستان
69- میر آباد - آذربایجان غربی
70- بیرک - سیستان و بلوچستان
71- پوزک - سیستان و بلوچستان
72- شیله - سیستان و بلوچستان
73- هلن - چهار محال و بختیاری
74- بوجاق -
75- سولک - کهگیلوئیه و بویر احمد
76- کوه خامین - کهگیلوئیه و بویر احمد
77- دیل - کهگیلوئیه و بویر احمد
78- دنای شرقی - کهگیلوئیه و بویر احمد
79- حرای گابریک، جاسک شرقی و غربی - هرمز گان
80- حرای رود گز - هرمز گان
81- حرای تیاب و میناب - هرمز گان
82- حرای خوران - هرمز گان
83- سراج - هرمز گان
84- کبیر کوه - ایلام
85- دینار کوه - ایلام
86- ماله گاله - فارس
87- نتگ بستانک - فارس
88- آبشار مارگون - فارس
89- بوزین و مرخیل - کرمانشاه
90- قلاجه - کرمانشاه
91- آق داغ - اردبیل
92- خانگرمز - همدان
93- الوند – مرکزی